Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers Lilypie - Personal pictureLilypie Second Birthday tickers میریم خونه عزیزجون

ما قراره بریم خونه مامانم شاید یک هفته بمونیم شاید زود برگردیم فعلا که آقای خونه قبول نکرده بمونیم میگه دلم براتون تنگ میشه حوصله ام سر میره و خلاصه داره گولمون میزنه تا بریم ببینیم چی میشه راستی یادم رفته بود بگم هفته پیش که روژین خانم از خواب بیدار شد میگفت مامان جیدر جیدر منم زیاد متوجه نمی شدم تا اینکه یه دفعه گفت مامانی عزیزی جیدر جیدر منظورشو فهمیدم اینقدر خنده ام گرفته بود حسابی بوسش کردم .

آره ادای مامانم و در نیاورده بود که اونم در آورد آخه مامان وقتی میخواد قربون صدقه اش بره هی میگه جیگر جیگر یا میگه عزیز عزیز یا قشنگ قشنگ نگو خانم یادش افتاده بود هی تکرار میکرد

مامان عزیزی جیدر جیدر

مامانی عزیزی گشنگ گشنگ

وقتی پشت تلفن ادای مامانمو واسه خودش در میاورد مامانم یه ذوقی میکرد فکر کنم ایندفعه خسابی بچلوندش آخه خیلی زبونش باز شده فردا اول میریم شرکت بابای آخه یه جشن دعوتیم بعد از اون ور میریم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۸۷ساعت 0:15  توسط مامانی   | 

 

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس