

|
|
|
|
|
سلام تجربه خوبی بود تنهایی رفتن .. اما اعتراف میکنم که دلم خیلی واسه بابای تنگ شده بود ..
آقا رهام و روژین خانم که طبق معمول میگه آجیشم باید توی عکس باشه
آقا رهام و بی بی روژین تا رهام نق میزنه میدوه شیشه میذاره دهنش میگه گرسنه اس یادتونه عروسکش رو خط خطی کرده بود امروز دیدم لپ رهام خط افتاده و گفتم که دادشی ناراحته که چرا خواهرش مواظبش نیست و یه نفر لپش رو با مداد خط انداخته گفت نه مامان خودکاره ... من خواستم با آب دهنم پاکش کنم نرفت داشتم جریان خط خطی کردن لپ رهام رو واسه خاله تعریف میکردم خیلی یواش ... برگشته میگه مامان آروم صحبت نکن .. من دوست ندارم پچ پچ کنی هااااااا بلند حرف بزن منم بشنوم ای بمیریییییییییییییییی بلاگفا که هرچی نوشتم پروندییییییییییییییییییییییییی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 12:25 توسط مامانی
|
|
||