

|
|
|
|
|
عزيزم از ۵ شنبه مورخ ۲۲/۷/۱۳۸۹ اولين تكونهات رو حس كردم و دوباره با تلنگري خدا به وسيله تو بهم گفت كه من دوبارهههههههههههه مامان شدم اما از اين لگدهاي دل چسب كه بگذريم كه فقط از درون لمس ميشد .. ديشب در حالي كهروي صندلي نشسته بودم ... رونمايي كردي و با يه ضربه محكم همچين شمم رو بالا پايين كردي كه دلم غش رفت واسه اينكه يبار ديگه اينكار رو بكني اما هر چي خيره شدم خبري نبود .. عيبي نداره تو هم مثل خواهرت لجبازي ... البته ميشه جنسيت رو فهميد ولي من هنوز سونو نرفتم يكمي رو دور لجبازي
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹ساعت 9:4 توسط مامانی
|
|
||