Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers Lilypie - Personal pictureLilypie Second Birthday tickers تب كفش همچنان ادامه دارد .....
اينم هديه روز پدر من به بهترين همسر دنيااااااااااااااااااااااااااا .. قوربونت برم عزيزم

ميخواستم هديه رو در خلوت بهش بدم اما چند بار خانمي رفت و اومد از آنجايي كه همسرخان هم زود ميخوابن گفت هديه رو بهم بده ميخوام برم بخوابماين روژين نميذاهر كه تنها باشيم برو كرم ضد آفتابم رو بيار....فكركرده بود ميخوام براش ضد آفتاب بخرم اينم اون صحنه اي كه يعني چشماشون رو بستن نبينن ماماني چكار ميخواد بكنه ... شيطنت از جشماي روژين ميباره نه

هميشه خندون باشيد عزيزان من


روژين خانم بدو برو پايين تا منم بيام روژين : نه

برو پايين مادر آژانس منتظره ها ... شما يواش يواش برو منم تند تند ميام -- درحالي كه دم در ايستاده بود و منم داخل داشتم روسري مي پوشيدم و دكمه اي مانتوم رو مي بستم --رفتم ديدم هنوز ايستاده روژين خانم مگه با شما نبودم دستاش رو زده به كمرش و ايستاده رو به من ميگه :

آخه چجوري برم پايين .......من كه كفش آبي ندارم

نگو من صندل آبي گذاشت بودم بپوشم خانم دم در ديده و يادش افتاده كه اون نميتونه بره پايين چون صندل آبي مثل مامانش نداره ... اي خدا من چكار كنم بايد از همه چيز دوتا بخرم بخصوص چيزاي كه رنگ آبي داره ... جريان تاپ آبي كه يادتونه

دائي محسن اومده بود پيشمون اين چند روز تعطيلي خدا خيرش بده ما رو از تنهايي در آورد

روژين : دايي محسن چه رنگي رو دوست داري ؟؟؟

- قرمز

- چي گرمز ؟؟؟

- نه قرمز

اه نگو گرمز بگو گزمز ... بگو دايي بگو گرمز ببينم ياد گرفتي

يه پنجشنبه بعد الظهر كه باباي سركار بود و مادر دختر خلوت كرده بودن ... سرش رو روي دستم گذاشته بود و دراز كشيده بوديم  داشتيم حرف ميزديم از هر دري يهوي برگشتگفت:مامان مامان جونممممممم

-  :بله ..

-: برام يه كفش پا بلند ميخرييييييي ؟؟؟؟

من فهميدم منظورش چي ولي مدام سوال پيچش كردم تا اينكه آخر كار برگشت گفت  : از همين كفشا پا بلندا كه دوتا داري هااااااااااااا ... من يكي هم ندارماااااااا (لطفا خيلي با ناز بخونيد اونايي كه دختر سه ساله دارن ميتونن بقيه هم سعي كنيد شما ميتونيد شما ميتونيد .......)

 

 ميخواستيم بستني بخوريم توي پارك پيشنهاد دادم بريم روي نزديك ترين صندلي بشينيم .. ديدم باباي ميگه نه بريم زير آلاچيق ....اينجا نزديك تره خوب چرا اين همه دورتر بريم ؟؟؟؟

روژين : خوب من ميگم بريم اونجا !!!!!!!!!!

بعدش بابا گفت از وقتي اومديم پارك خانمي گفته بابا بريم اونجا بشينيم و من بهش قول دادم موقع بستني خوردن بريم اونجا ... پس بگو باهم قول و قرار ميذارن به ما نميگن

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر ۱۳۸۹ساعت 14:19  توسط مامانی   | 

 

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس