Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers Lilypie - Personal pictureLilypie Second Birthday tickers چتــــــر
 من و روژين رفته بوديم بيرون تا باباي به خوابه الهي بميرم اين روزا خيلي سر كار خسته ميشهطبق معمول وقت بالا اومدن گريه و زاري كه دوست ندارم بيام خونه گولش زدم و گفتم بيا بريم باباي از پنجره داره صدامون ميكنه ودلش برامون تنگ شده و خلاصه به هزار كلك برديمش بالا ... همين كه رفتيم پيش بابا و از خواب بيدارش كرديم – ماشاا... نزديك 2 ساعت خوابيده بود هرچي بهش ميگفتم باورش نميشد  2 ساعته كه ما رفيتم بيرون و اون خوابيده --- به باباي ميگفت :

باباي چرا ما رو از بالا صدا نزدي بيام پيشت ؟

من كه دلم تنگ شده برات . چرا من و صدا نكردي ؟ نگفتي روژين بيا روژين بيا ..

باباي هم گفت ببخشيد دخترم خواب بودم

باشه ما فردا شبا ميريم بيرون اونوقتش تو بيا از بالا صدامون بزن بگو روژين بيا خونه بيا خونه .. منم ميام باشه ...

باباي گفت باشه

دوباره كوتاه نيومد و برگشته به من ميگه ماماني فردا شب امسال با هم ديگه ميريم بيرون تا باباي صدامون بزنه باشه مامان باشه

حالا نميشه كوتاه بياي و فردا شب نريم بيرون راستی کسی میدونه امسال توی اون جمله چه معنی داره   

من نمي دونم چكار كنم كه اين دختر دست از سر بابا برداره مدام به كچليش گير ميده با ورتون نميشه .... باباي كه گفته بود بخاطر حرف روژين هم كه شده ميخواد بره مو بكاره روژين اصطلاحش رو شنيده بود ولي انگار يادش رفته بود چند شب پيش ميگفت باباي ميخواي بري چي ؟

باباي هيجا ..

نه اون وقت كه گفتي مي خواي بري چي ؟

بابا: جايي نمي خوام برم

منم زود دوزاريم افتاد روژين ياد چي افتاده ولي به بابا چيزي نگفتم تو دلم دعا ميكردم كه اشتباه فكر كنم اما متاسفانه يا خوشبختانه درست حدس زده بودم

نه اون روز نشسته بودي گفتي ميخواي بري چي ؟ موهات رو چي كني ؟

بابا يه نگاه به من كرد اشاره داد كه تحويل بگير ... خوب به من چه وقتي بچه خودش يهوي ياد يه چيزي ميوفته من بايد چكار كنم ... من كه كاره اي نيستم خدا شاهده من هيچي بهش در اين مورد نميگم

بابا: آآآها ميخوام برم مو بكارم

باباي مي خواي بري مو بكاري ؟

بله

باباي كي ميخواي بري مو بكاري

اي خدا اين روژين بلا يادش بره اين جريان مو هاي بابا رو اي خدا كمك كن زود تر فراموش كنه .

روز ۴ شنبه اي با همديگه رفتيم شهر واسش چتر خريديم اگه بدونيد چه ذوقي ميكرد ... توي بازار همش چترش باز بود يه آقاي دست فروشي سي دي مي فروخت وقتي ديد به بابا گفت باباي برام سي دي عصر يخبندان مي خري ؟بابا هم بهش گفت باشه وقت برگشتن ..

موقع آمدن گولش زديم و وقتي رسيدم به آقاهه به بهونه اونطرف رو نگاه كن ببين چي رد گم كرديم .. ههههه گولت زديم

اينم عكسشه  

 ترا خدا ما عقده اي ها رو مي بينيد هنوز هوا سرد نشده و بارون نيومده ميريم چتر و لباس گرم ميخريم ... هنوز دختركم با تاپ و دامن ميره بيرون باورتون ميشه هوا گرمه
جريان قبل از چتر
 
رفته بوديم بازاچه يه چتر كهنه قديمي آويزون بود روژين هم ميگفت برام بخرش .. منم كه اصلا دلم نمي اومد دست بهش بزنم معلوم بود مال چند ساله پيشه حالا فروشنده احساس زمستونيش گل كرده و گذاشته واسه فروش ... بهش گفتم بعدا برات ميخرم اين چتره خوب نيست و كثيفه
شب موقعه خواب به باباي ميگفت :
بابا اونوقت وقتي رفيتم آ..... عزيز جون واسم چتر ميخره ؟
من مثل آدماي جن ديده دستم و گذاشتم زير سرم و نگاش كردم ببينم خودشه يا يكي ديگه است اين حرف رو ميزنه
باباي هم توي هوا گرفت و گفت چه عزيز جون خوبي ... خدا چرا از اين عزيزجونا به ما نداد
منم گفتم الكي حرف توي دهن عزيز جون نذار كي گفت ميخواد برات چتر بخره ... امان از اين دختر يه غريبه بفهمه چي ميگه ... ميگن خودشون به بچه شون ياد ميدن بگو فلاني واست اينو بخره اونو بخره
 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۸۸ساعت 22:56  توسط مامانی   | 

 

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس