Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers Lilypie - Personal pictureLilypie Second Birthday tickers اتو کردن چادر نماز

واي از دست

روژين يكشنبه شب لباس اتو ميزدم وقتي كارم تموم شد بردم گذاشتم بالاي كابينت تا دست تروژين نرسه و سرد كه شد بذارم توي كمد گذشت تا فردا موقع آبكش كردن برنج خانمي اومده ميگه ماماني يه لحظه اتو رو بده كار دارم منم ميخواستم توي دست و بالام نباشه بهش دادم و ديگه حواسم نبود كه از آشپزخونه زده بيرون كاهامون رو كرديم با آقاي خونه يه ليوان چاي خورديم و من نشستم سالاد درست كردن كه يهوي ديدم صداي باباي رفت بالا بيا دسته گل دخترتو ببن همين كه از آشپزخونه درآومدم بوي سوختگي زد زير دماغم رفتم ديدم بعله اتو رو زده به برق سه جاي موكت رو زده سوزونده و تا صداي داد باباي رو شنيد فرار كرد و رفت من فكر كردم رفته قايم شده نگو خانمي رفته روي مبل نشسته . باباي هم حسابي به من غر زد چرا اتو رو دادي دسته بچه اگه پاهاش سوخته بود جي اگه نفهميده بوديم زندگيمون آتيش گرفته بود چي راست ميگه اشتباه از من بود . بهش گفتم چطوري فهميدي نگو خودش خبر داده آقاي خونه گفت رفتم توي اتاق كه تلويزيون نگاه كنم بدو اومد طرفم و گفت باباي چادر اتو زدم بو ميده بيا ببين . باباي هم بدو ميره ميبينه چادر نماز افتاده كنار اتو و اتو هم روي موكت برش داشته ديده سه جاي موكت لكه برداشته . تازه به اتوهم موكت چسبيده كه حالا نمي دونم چجوري تميزش كنم آخه نكات خونه داريم صفر . بازم خدا رو شكر كه خودش اومد خبر داد و گرنه معلوم نبود كه چي ميشد .

الهي مادر قربونت بره ميخواستي چادر نماز منو اتو بزني بو اذيت ميكرد سوال. شيطون بالا  ديگه اينكارها رو نكني ها .

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر ۱۳۸۸ساعت 15:42  توسط مامانی   | 

 

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس